نون نوشتن /محمود دولت آبادی
اما هیچ داستان برجسته ای با پایان خوش تمام نمی شودبلکه یک داستان خوب با پایان خود در مخاطبش شروع می شود.و پدر من ان داستان جذابی بود که هم از آغاز تا پایانش هر لحظه داستانی را در مخاطب خود که من بودم آغاز و آغاز می کرد. او زندگی مرا ,روحیه و اراده ی مرا,کارمرا و آینده ی مرا با ساده ترین کلمات آموزگاری کرد:
"خودت را نگهدار."
"مردان کنند و نگویند."
"کار..کار...کارکن.مرد را فقط کار می تواند نجات بدهد."
نون نوشتن /محمود دولت آبادی
"خودت را نگهدار."
"مردان کنند و نگویند."
"کار..کار...کارکن.مرد را فقط کار می تواند نجات بدهد."
نون نوشتن /محمود دولت آبادی
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر ۱۳۹۱ ساعت توسط كتابخانه ي ما
|
كتابخانه ي ما صفحه اي است در گوگل پلاس ،اينجا سا يه اي از آن صفحه است،براي وقتيكه ديواري ميكشند بين مان،سايه همواره با ماست ،حتي وقتي كه ديواري بكشند ،آنوقت است كه سايه خودش را بهتر نشان ميدهد...